چرا مقایسه پیسی و مک، کار بیهودهای است؟

اما در واقع اگر دقیق و سختگیر باشیم، باید اعتراف کنیم که هیچ لپتاپ ویندوزی مشابهی را فعلا نمیتوانیم پیدا کنیم.
به عبارت دیگر شما هیچ لپتاپ ویندوزی ۱۵ اینچی، بدون DVD داریو، سبک و پرتابل، با صفحه نمایش با وضوح بالا و پرفورمانس نزدیک به مک بوک پروی جدید فعلا در بازار نمیتوانید پیدا کنید.
البته اگر خوب جستجو کنید، شاید سامسونگ ۱۵ اینچ سری ۹ چشمتان را بگیرد. خب، این لپتاپ سبکتر و ارزانتر است، اما پرفورمانس پایینتری هم دارد.

Alienware M17x، با صفحه نمایش ۱۷٫۳ اینچ، پردازنده Core i7 با فرکانس ۲٫۶ گیگاهرتز، و ۸ گیگ رم، پرفورمانس عالیای دارد و لی خوب وزنش ۵٫۳ کیلوگرم است!

VAIO سری F هم پرفورمانس خوبی دارد، اما وزن آن هم ۳٫۲ کیلوگرم است.
در تاریخ فناوری، مکها و پیسیها، رقبای نمادین با سابقه طولانی هماوردی بودهاند ولی این دو پلتفرم کامپیوترهای خانگی، هر چقدر که از عمرشان گذشته است، وارد دو مسیر جدا از هم شدهاند. چرا که سازندگان آنها دو اولویت جداگانه را برای برآوردن نیازهای دو گروه مصرفکننده با گرایشهای متفاوت در نظر گرفتهاند. همین امر باعث شده است که در نهایت، ما دو محصولی داشته باشیم که شباهت کمی با هم دارند.
جدایی این دو از هم زمانی شروع شد که استیو جابز در اواخر دهه ۹۰ به اپل بازگشت، در آن زمان سیاست عمده اپل تغییر کرد و قرار شد که به جایی ساختن کامپیوترهایی «برای همه»، اپل دست از تولید محصولات متنوع بردارد و بر ساختن محصولاتی برتر یا high end تمرکز کند. با این راهبرد اپل از افتادن در ورطه رقابت با همه آن شرکتهایی که تلاششان ساختن کامپیوترهایی با ویژگیهای سختافزاری بالا با قیمت پایین بود، پرهیز کرد.
بر اساس این سیاست وقتی اپل به ویژگیای مثل بدنه آلومینیومی یکتکه علاقه پیدا کرد، آن را در مورد همه کامپیوترهایش پیاده میکرد، یا زمانی که دوستدار فناوریهای جدید مثل تاندربولت میشد، به عنوان اولین شرکت، از آن در محصولاتش بهره میبرد. اما در عین حال گاهی بر خلاف مسیر جریان آب هم حرکت میکرد، مثلا این شرکت تا به حال درایو Blue-ray را وارد محصولاتش نکرده است و بعد از این همه وقت، تازه پورتهای HDMI و USB 3.0 را در محصولاتش قرار داده است.
در حالی که اپل نوآورترین سازنده کامپیوترهای خانگی است، بقیه شرکتها در پارهای از موارد از تکرار نورآوریهای اپل در زمینه طراحی پرهیز کردهاند. مثلا زمانی که اپل چند سال پیش شروع به فروش گجتهای پرتابل خود کرد، محصولاتش را طوری طراحی کرد که باطری و رم و هارد درایوها را نتوانند به راحتی تعوض کنند، ولی دیگر شرکتها از این سیاست اپل تبعیت نکردهاند.
عامل اصلی که باعث تفاوت پیسی و مک میشود، نیاز و علایق کاربران است، کاربران نوتبوکهای ویندوزی همیشه دوست دارند که نوتبوکی با پردازنده قدرتمند، صفحات بزرگ، هادر داریوهای حجیم، درایوهای نوری و تعداد زیادی پورت داشته باشند، خب! سازندگان باید به این نیازهای آنها پاسخ بدهند، از سوی دیگر هم این شرکتها و هم کسانی نوتبوکهای ویندوزی را خریدهاند، وقتی چشمشان به مکها مثلا مکبوک ایر میافتد و ویژگیهایی سبک بودن، عمر باطری با کیفیت مواد به کار گرفتهشده را میبینند، به هوس میافتند که لپتاپ ویندوزی داشته باشند که خوصیات مک را هم داشته باشد، بدیهی است که اینجا کار برای سازندگان خیلی دشوار میشود!
دو سال پیش که میخواستم یک لپتاپ بخرم، تقریبا همین سلیقه را داشتم، یعنی میخواستم لپتاپ ویندوزی با پرفورمانس بالا، درایو DVD یا حتی Blue-ray بخرم و در عین حال میخواستم که بعدا از تهیه نکردن مک هم پشیمان نشوم، حاصل جستجوی من در آن زمان VAIO Z سونی بود، لپتاپی سبک با وزن یک و نیم کیلوگرم، پردازنده core-i7، صفحه نمایش خوب و البته بسیار گران! این روزها البته اگر بخواهم لپتاپ خرم، سراغ یک اولترابوک میروم که البته هنوز امتحان خود را پس ندادهاند و معلوم هم نیست این لپتاپهای مینیمال، در عمل چقدر موفق و محبوب شوند.

به عبارتی در این سه دهه رقابت بین مک و پیسی، اپل کوشیده که خود جریانساز باشد و از بالا به پایین کاربری جدید و نیازهای جدید را برای مشتریها تعریف کند، خود اپلیهای میگویند جوابگوی نیازهایی هستند که خود مردم از آنها اطلاع ندارند! اپل کوشیده که مک را مک نگاه دارد، اما پیسیسازها خواستهاند که به نیازهای و علایق مردم، از پایین جواب بدهند، برای همه سلیقههای پیسی بسازند و حتی جوابگوی آن دستهای باشند که فصل مشترک خوبیهای مک و پیسی را میخواهند، بنابراین این چندگانگی باعث پیموده شدن دو راه متفاوت برای مک و پیسی شده است.
با ویندوز ۸، مایکروسافت میکوشد که پیسی را از نو اختراع کند، رابط کاربری مترو، مفهومی را ارائه میدهد که نه شباهتی به ویندوز هفت دارد و نه سیتم عامل مک، چیزهایی مثل پیسیهای لمسی یا لپتاپهایی که به تبلت تبدیل میشوند، چیزهای واقعا تازهای خواهند بود و در این صورت راه مک و پیسی بسیار بیشتر از هم جدا خواهد شد.

بله! مقایسه مک و پیسی و شنیدن نظرات فنهای این دو وسیله، هنوز لذتبخش است، ما تبلیغات I’m a pc, I’m a mac را هنوز از یاد نبردهایم و هنوز برایمان دیدن عکسالعملهای خشمآلود پیسی دوستها در مقابل کسانی که مک را در مقابل پیسی بسیار سرتر و cool میدانند، جالب است! ولی راستش را بخواهید هر چقدر که زمان سپری میشود، این قیاس غیرمنطقیتر و بیهودهتر به نظر میآید. مک و پیسی دو پلتفرمی هستند که از دو رویکرد و سیاستگذاری متفاوت حاصل آمدهاند. جامعه مصرفکنندگان همان طور که به مک نیاز دارد به پیسی هم نیاز دارد، بدون پیسی بسیاری از نیازهای کاربران با هزینه متناسب، بیپاسخ میمانند و انحصار اپل بر پشت مصرفکنندگان سنگینی خواهد کرد.

مثل همیشه انتخاب یک گجت از سوی ما، باید مبتنی بر نیازهای واقعی ما باشد، نه چیز دیگر. به عبارتی به جای مقایسه پیسی و مک با هم و گفتن این که کدام یک برتر است، بهتر است ببینیم چه وسیلهای برای نیاز ما بهتر است.
البته در ایران اوضاع به مراتب پیچیدهتر و آشفتهتر است، خریدها کمتر بر اساس نیاز صورت میگیرند، گاه گران بودن گجتها اپلی، باعث خرید بیتفکر آنها تنها برای تفاخر محض میشود، گاهی هم بودجهها باعث میشوند که از نیازهای واقعی خود چشم بپوشیم.
بله! مکبوک پرو، بسیار فوقالعاده است، اما فقط در صورتی که در راستای نیازهای واقعی شما باشد و البته در صورتی که ریسک تعمیرنشدنی بودن آن را بتوانید به جان بخرید!